۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

جواب خدا رو زود تر بگیریم


چند وقتی‌ هست که به این نتیجه رسیدم که فقط با خدا می‌تونم حرف بزنم، چون فکر کنم تو این چنین شرایطی فقط خداست که شاید حوصلهٔ شنیدن حرفهای منو داشته باشه، تو این روزها هرکسی یجوری یا دلش پره، یا اعصابش خورده یا غمع از دست دادن کسی‌ رو در دل داره،یا به خود کسی‌ فکر می‌کنه بخاطر اوضاع بسیار بده اجتماعی و اقتسدیم، یا بهت زده نشست خون عوام حسیه نه حرف می‌زنه نه به حرفی‌ کسی‌ گوش میده،یا زده به سیم آخر عوام دیگه حسیه چیزی براش مهم نیست، یا اون قدر کار و مسئولیت و برنامه ریزی عوام ،،،، داره که وقت سر خاروندن نداره چه برسه به گوش دادن درد‌های دل و صحبت‌های من، به طور کلی‌ یه خفقنو یک غمی دل هم رو گرفته، که دیگه جای برای چپوندن غم‌ها و درد دلهای من نداران، برا همین فکر کردم که شاید وقت اون بشک برم یه سریع هم به راز و نیاز کردن با خدا بزنم، مطمئنم که به حرفم گوش میده، اصلا خودش میدون که دردم چیه، فقط میمونه این که چه جوابی‌ می‌خواد بهم بده، چون آخرین بار که به سراغش رفتم بهم گفت از تو حرکت از ما برکت، نمیدونم منظورشو از ( از تو حرکت) به قدر کافی‌ و درست به جا آوردم یا نه، ولی‌ فکر کنم بدونم چه جوابمو میده،
به احتمال زیاد بهم میگه، حرکت شما تازه شروع شده با نباید به این زودی توقع برکت رو داشته باشی‌ چون هر چه بیشتر این حرکتتون رو ادامه بدین خوب از اون ور برکت ما به جواب این حرکتتون بهتر و تاثیر گذار تر خواهد بود.
امید وارم که جوابی‌ که بهم میده همین باشه، من برم رازو نیاز کنم که یه خورده روحیه بگیرم شما هم اگه خواستین بیاین هرچه تعدادمون بیشتر باشه خدا بیشتر تو رو دروسی گیر می‌کنه عوام میبینه که ما یکی‌، دو نفر نیستیم که داریم حرکت می‌کنیم، خیلی‌ زیادیم، این جوری میدون که به زودی باید به فکر اون برکتی که بهمون قول داده باشه . پس منتظرم که بیاین یه موقع بشتمو خالی‌ نکنین عوام تنهام بذارین‌ها این دیگه قاضی‌ دعوا ۱۳ بدر سال پیش نیست که پشتمو خالی‌ کنین ها، از ما گفتن باشه ، :-)

هیچ نظری موجود نیست: